رفتن به رم تشويق كرد و سخنش مورد قبول قرار گرفت‌، گرچه اين بازگشت خطا بود. او از عذاب‌ ديدن شكاف غم‌انگيز كليسا جان سپرد. سنت كاترين سوئدي كار مادرش را به‌خوبي دنبال كرد. براي درك شور ديني در آن روزگار ما بايد به وادستنا و سپس‌، به رم برويم‌. در دهه‌ٴ سوم سده‌ٴ چهاردهم‌، مي‌شد سنت بريگيتا را در رم ديد و اگر مي‌توانستيم در سال 1375، در آن‌جا باشيم‌ ممكن بود سنت كاترين سوئدي و سانتا كاتريناي سي‌ينايي را ببينيم كه در يك حجره با هم‌ نشسته‌اند و دعا مي‌خوانند.

9. هلند

هلنديان‌، يا اگر ساده‌تر بگوييم‌، هلنديان شمالي‌، هميشه به بازرگانان‌ِ سخت‌ْسر و آهنين‌ْعزم‌ شهرت داشته‌اند، كه داراي عقل سليم‌، اهل عمل و ثابت‌قدم بوده‌اند. اين شهرت بيشتر از نقاشانشان ناشي شده است‌، البته به‌استثناي رامبراند كه عناصري نامتعارف و غيرمعمول را عرضه كرد، عناصري كه در زواياي پنهان نبوغش نهفته بود و احتمالاً از داستان‌هاي دوستان‌ يهودي‌اش سرچشمه گرفته بود. آن منش‌ها (منظورم منش‌هاي هلندي است‌، نه منش‌هاي‌ رامبراند) به آنان امكان داد به موفق‌ترين نهضت ديني در سده‌ٴ چهاردهم‌، دست يازند؛ نهضتي كه‌ نام مناسب نوزايي مسيحيت را يافته بود. بنيانگذار آن گيرت گروته بود كه تحت تأثير عرفا، به‌ويژه رويسبروك ـ (چهاردهم ـ 1) قرار داشت‌، ولي اين تأثير بيش از اندازه نبود و هيچ‌گونه‌ مهملاتي در سرِ سخت هلندي‌اش فرو نمي‌رفت‌. او كتاب رويسبروك را خوانده و ممكن است با او سخن گفته بود (چون رويسبروك عمري طولاني داشت و تا سال 1381، زنده بود)؛ احتمالاً آثار اكهارت‌، تاولر و زوزو را هم خوانده و از آنها آنچه را كه براي يافتن راه درست زندگي لازم‌ داشت به‌دست آورده بود. مهم‌ترين محصول آن نهضت روحاني تقليد از مسيح‌، يكي از كتاب‌هاي‌ زرين بشريت بود. تقليد، تا ربع اول سده‌ٴ پانزدهم‌، به‌صورت كنوني‌اش در نيامده بود، يعني تا سال‌ها پس از مرگ گروته (او در سال 1384 درگذشت‌). ويراستار كتاب به احتمال زياد كانن‌ هلندي توماس اِكِمپيس (1380 ـ 1471) بود. توماس سعي نكرده بود اصالت را حفظ كند، بلكه‌ تاحد امكان‌، كوشيده بود گفتارهاي ديني مصلحان محبوبش گروته‌، رادِوينْس‌، زربولْت و ديگران را در يك‌جا گرد آورد. توفيق او عظيم بود. تأثير ((ايمان جديد))ي كه گروته ايجاد كرد در سايه‌ٴ كتاب تقليد و فعاليت‌هاي آموزشي هم‌كيشانش از حد گذشت و اين مزيت را داشت كه هم‌ مصلحان ديني (دست كم برخي‌شان مانند لوتر) و هم مخالفانشان و پيش از همه‌، ايگناتيوس آن‌ را احساس كردند. اين تأثير حتي امروز هم خواه از طريق عقلي يا عرفاني توسط هر مسيحي‌ صاحب‌فكري احساس مي‌شود.